غار نشینی در قرن بیست و یک در ایران!
این مطلب مربوط به چهار سال پیش است ولی نوشتنش خالی از لطف نیست!
در نزدیکی های شهر جیرفت منظقه ای که دست نخورده باقی مانده است:
گفتگو با یکی از اهالی منطقه
اگر مریض شوی چه کار می کنی؟
نمک را در خاکستر می مالم و آن را به پیشانی می زنم.
مگر خوب می شوی؟
شاید شدم، شاید هم نشدم.
وقتی که دندان درد می گیری چه کار می کنی؟
آهن داغ می کنم و روی دندانم می گذارم اولش درد می گیرد ولی بعد خوب می شود.
می دانی الان ساعت چند است؟
ساعت دیگه چیه ،ما کاری به ساعت نداریم.
پس چطوری وقت را می فهمی؟
هر وقت شب بشود می خوابیم هر وقت روز باشد بیدار می شویم
تا حالا شهر رفته ای؟
می خواهم بروم چه کار کنم، یکی از بچه ها به شهر رفته ولی دیگر برنگشته، اینجا راحت هستیم. خیلی هم به ما خوش می گذرد. می گویند آنجا ماشین زیاد است، ماشین اگر آدم را زیر بگیرد آدم می میرد.
با حیوانات وحشی مشکلی ندارید؟
نه. آنها کاری به کار ما ندارند ما هم کاری به آنها نداریممانی ثابتی _ خبرنگار اعزامی همشهری: شاید در قرن بیست و یکم با این همه شبکه های تلویزیونی و رادیویی و رسانه های چاپی، باور وجود آدمهایی که در لای چرخهای زمان متوقف مانده و هنوز ندانند که در چه دوره ای زندگی می کنند خیلی سخت باشد، اما باور کنید ما آدمهایی را دیدیم که با آنکه چند صد کیلومتر آنطرفتر از ما بودند، ولی در یک فاز زمانی چند قرنی ازما زندگی می کردند.سوژه رفتن به سکونتگاه این مردم هنگامی مطرح شد که سه شنبه گذشته حجت الاسلام زادسر نماینده جیرفت از روستایی سخن گفت که ماموران اطلاعات در زمستان ۸۴ آنرا در ۱۲۰ کیلومتری عنبرآباد کشف کرده بودند، روستایی که مردمش غارنشین و برهنه بوده و با برگ درخت تغذیه می کردند.
و ما به این ترتیب به عنبرآباد رفتیم، اما وقتی که با فرمانداری و دفتر امام جمعه منطقه هماهنگی کردیم متوجه شدیم که باید کیلومترها در جاده های خلوت بپیماییم تا به غارنشینان قرن ۲۱ که در کوههای پیدن کوئیه ساکن بودند برسیم، پس راه آسفالته عنبر آباد به سمت شرق را پیمودیم و از یکی از راههای خاکی ۲۶ کیلومتر به داخل رفتیم تا رسیدیم به جایی که تعدادی از این مردم آنجا ساکن بودند، به روستای «زاروکی» که یکی از روستاهای پیدن کوئیه بود.
